السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
585
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
دلايل مخالفين كسانى كه « بسم اللّه » را جزو سورههاى قرآن نمىدانند ، با دلايل چندى به گفتارشان استدلال مىكنند كه اينك ذيلا بررسى مىشود : 1 - مىگويند : طريق ثابت شدن قرآن منحصر است به تواتر ، بنابراين ، هرچه كه ثابت شدن آن محل اختلاف و مورد نزاع است ، نمىتواند ( 1 ) - جزو قرآن باشد و چون جزء بودن « بسمله » هم مورد نزاع و اختلاف است لذا نمىتوان آن را جزء قرآن به حساب آورد . پاسخ : در جوابشان مىگوييم : اولا : جزء بودن « بسم اللّه » نسبت به قرآن از ناحيهء اهل بيت ( ع ) با تواتر و قاطعيت ثابت گرديده است ، حجيت و مدركيت گفتار آنان ، چنان كه قبلا گفتيم از نظر رسول خدا ( ص ) مسلّم و قطعى است . بنابراين ، هر چه از اهل بيت ( ع ) با تواتر به ما برسد ، مانند اين است كه از خود رسول خدا ( ص ) با تواتر رسيده است و كوچكترين فرقى از اين لحاظ در ميانشان نيست . ثانيا : پس از آن كه عدهء زيادى از صحابه به جزء بودن « بسم اللّه » از سورههاى قرآن شهادت مىدهند و روايات فراوانى نيز به طور تواتر معنوى به اين معنى دلالت مىكنند ، نظريه عدهء قليلى دربارهء عدم جزئيت كه در اثر يك پندار واهى و باطل به وجود آمده است ، نمىتواند كوچكترين ضرر و لطمهاى به تواتر وارد كند . ثالثا : به طور تواتر نقل شده است كه رسول خدا ( ص ) هر وقت يكى از سورههاى قرآن را تلاوت مىفرمود : « بسم اللّه » را نيز مىخواند و با اين كه او در مقام بيان و تعليم بوده هيچگاه نگفته است : اين « بسم اللّه » را كه مىخوانم جزء سوره نيست و اين مطلب به تنهايى مىتواند ، دليل قطعى و مسلّمى باشد بر اين كه « بسم اللّه » از قرآن است . آرى ، تنها چيزى كه در اينجا مىتوان گفت ؛ اين است كه عمل رسول خدا ( ص ) مىتواند ، قرآن بودن « بسم اللّه » را ثابت كند نه جزء بودنش را ، در اثبات جزئيت هم علاوه بر روايات زيادى كه به طريق شيعه و سنى در اين مورد آمده است ، مىتوان به رواياتى كه قبلا در اينجا آورديم ، استناد نمود و با همان روايات جزء بودن « بسم اللّه » را در سورههاى قرآن اثبات كرد . زيرا در اثبات قرآن بودن جملهاى ، تواتر و نقلهاى پياپى و يقينآور لازم است ولى جزو سورهاى از سورههاى قرآن بودن ، با خبر واحد هم ثابت مىشود و دليلى بر لزوم تواتر در اين مورد وجود ندارد .